تبليغاتX
سال دومی ها

سال دومی ها

ورودي هاي 89 فرزانگان 3 تهران

یادم باشد

 دوستی برام مطلب زیر رو فرستاده بود دلم نیومد نذارم تو وبلاگ فقط وقتی میخونید  لطفا خیلی روش فکر کنید.

 

یادم باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ، خودش سایه ای ندارد .

یادم باشد که : هرروز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را .

یادم باشد که : زخم نیست آنچه درد می آورد ، عفونت است .

یادم باشد که :در حرکت همیشه افق های تازه هست .

یادم باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران ! تعریف کنم .

یادم باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند !!!!!!!

یادم باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند ، یادم باشد که که دلی نو بخرم .

یادم باشد که : فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی .

یادم باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند!!!!!!!!!!!!.....

یادم باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم ......

یادم باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند .


یادم باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم!!!!!!!!.

یادم باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .

یادم باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه !

یادم باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .

یادم باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند .

یادم باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .

یادم باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .


یادم باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست .

یادم باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم .

یادم باشد که : برای پاسخ دادن به احمق ، باید احمق بود !

یادم باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادم باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم ........

یادم باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند ، هرکسی سهم خودش را می آفریند .

یادم باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست .

یادم باشد که : پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند .

یادم باشد که : آنچه امروز برایم مهم است ، فردا نخواهد بود .

یادم باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم .

یادم باشد که : من « از این به بعد » هستم ، نه « تا به حال » .

یادم باشد که : هرگر به تمامی نا امید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی .


یادم باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد .

یادم باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد .!!!!!!

یادم باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود .

یادم باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک .

یادم باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند .

یادم باشد که : وظیفه ی من اینست: «حمل باری که خودم هستم» تا آخر راه .

یادم باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است ، انبار مهمات .

یادم باشد که : کار رهگذر عبور است ، گاهی بر می گردد ، گاهی نه .

یادم باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است .

یادم باشد که :همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است .

یادم باشد که : امید ، خوشبختانه از دست دادنی نیست .

یادم باشد که : به جستجوى راه باشم ، نه همراه .

یادم باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .

یادم باشد که . . . یادم باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/24ساعت 0:48  توسط فاطمه_م  | 

تفکر ایرانی تفکر برتر


 
همين چند هفته پيش بود که يک ايراني داخل بانک در منهتن نيويورک شد و يک شماره از دستگاه گرفت.
وقتي شماره اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پيش کارشناس بانک رفت
و گفت که براي مدت دو هفته قصد سفر تجاري به اروپا را داره و به همين دليل نياز به يک وام فوري بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهي به تيپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که براي اعطاي وام نياز به قدري وثيقه و گارانتي داره..
و مرد هم سريع دستش را کرد توي جيبش و کليد ماشين فراري جديدش را که دقيقا جلوي در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئيس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط براي دو هفته
کارمند بانک هم سريع کليد ماشين گرانقيمت را گرفت و ماشين را به پارکينگ بانک در طبقه پائين انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئيس بانک گفت " از اينکه بانک ما رو انتخاب کرديد متشکريم"
و گفت ما چک کرديم ومعلوم شد که شما يک مولتي ميليونر هستيد ولي فقط من يک سوال برام باقي مانده که با اين همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادين که 5000 دلار از ما وام گرفتيد؟
ايروني يه نگاهي به کارشناس بيچاره کرد و گفت:
تو فقط به من بگو کجاي نيويورک ميتونم ماشين 250000 دلاري رو براي 2 هفته با اطمينان خاطر با فقط 15.86دلار پارک کنم ؟ ! ! !
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/16ساعت 21:1  توسط مريم  | 

مدرسه

سلام دوستان

کمتر ۲ هفته دیگه دوباره مدرسه ها باز میشه.دوباره بیدار شدن حدود ساعت ۵.۳۰ .خوابیدن حدود ۱۲ و...هزار تا بدبختی دیگه .البته مدرسه به اون بدی که من نوشتم نیست سختی داره اما خوبه .من تازه داره دلم براش تنگ میشه .شما چی دلتون  برای مدرسه تنگ شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ضمنا دل من که خیلی براتون تنگ شده .شمارو نمیدونم.راستی امسال دیگه هممون تو یه کلاس نیستیم خیلی بد میشه من تقریبا از همه ی دوستام جدا میشم.البته فقط توی کلاس.اما به هر حال خیلی ناراحتا کنندست برام .

واقعا ناراحت شدم راستی برنامه هفتگیرو دیدین ؟؟؟؟؟خانم عسگری رفت.با این که من دل خوشی ازشون نداشتم اما نیدونم چرا وقتی دیدم یه جوری شدم به هر حال ..بگذریم.البته تو مدرسه حضور دارن و به کلاس ۱ ها دس میدن.خانم اجلالی هم قرآن اول هارو دارن و دیگه پیش ما نیستن راستش من که ناراحت شدم .ازهمه مهمتر و نمیدونم بهتر یا بدتر اینکه خانم حلالی ریاضی رو به همه بچه ها درس میدن.خانم تهرانی هم که کلا رفت ...بقیه رو هم که خودتون تو برنامه میبینین اما از همه بهترش اینه که خانم زارع همچنان معلم فیزیکمون هستند.هورا................. .یه خبر بدم اینه که خانم نیک نشان هم کلا رفتن.همین طور خانم سنایی...من هر چی میخوام این بحثو تموم کنم اما نمیشه  ببخشد اگه حوصلتون سر رفت.

لطفا میشه لطفا یکی شماره الیکا رو برام بذاره تو نظرات خصوصی؟ممنون میشم .فعلا  بای بای

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/06/21ساعت 0:40  توسط فاطمه_م  | 

تارا به رصد می رود...

بالاخره من پس از مدت یک ماه که تصمیم به رصد رفتن گرفته بودم این تصمیم را عملی کردم.

مقصد ما کجا بود؟

روستای سرخ و زیبای ابیانه!!!بعد از یک اتوبوس سواری ما بالاخره به یک باند فرود بالگرد(فارسی را پاس داریم)رسیدیم.قرار شد شب آن جا مستقر شویم و رصد کنیم.

اولش که هنوز آسمان به طور کامل تاریک نشده بود ما ماه و زحل را رصدکردیم.

وقتی آسمان تاریک شد باورم نمی شد که ما نوار کهکشان را هم می دیدیم!!!آسمان تاریک بود و ستارگان به خوبی نمایان بودند.من به کمک ژاشا و آقای کریمی توانستم مکان تعداد زیادی از صور فلکی را بیابم.چند تا را هم خودم قبل از گفتن آنها پیدا کرده بودم.تعداد نسبتا خوبی از اجرام مسیه را هم دیدیم.شب بسیار بسیار شیرین اما سردی بود به شکلی که تمام بدن من از سرما درد می کرد.با هر زوری که بود تا ۴ صبح بیدار ماندم و تماشا کردم.

جبار  دب اکبر  دب اصغر   اکلیل شمالی  مارافسای  عقرب  قوس  دلو  حوت  پگاسوس  آندرومدا  قیفاووس  ذات الکرسی  بادبادک  هرکول   شلیاق  دجاجه یا قو یا ماکیان  عقاب  (دراصل مثلث تابستانی)  دلفین  مارمولک  ثور و ارابه ران را توانستم پیدا کنم.فعلا خیلی خسته ام ولی ان شاء الله به زودی گزارش مفصل تری خواهم نوشت یعنی یک گزارش رصدی خوب!!!

راستی بچه ها خواهش می کنم دعا کنید که من بتوانم برای رقابت مسیه ی سال بعد خودم را آماده کنم!!منم قول می دم  وقتی تلسکوپم رو گرفتم و ماهر شدم شما ها رو ببرم تا شما هم از زیبایی های آسمان لذت ببرید.

البته در کنار هر لذتی یک سری سختی ها هم هست که البته نسبت به آ ن لذت هیچ هستند.

از سختی های رصد به خصوص رصد در کویر شب های سرد در حد یخ زدن مغز استخوان  غیر قابل پیش بینی بودن آسمان  و البته گردن درد  پادرد و... است.فکرش را بکنید که ساعت ها سرخود را بالا بگیرید و به آسمان نگاه کنید.

بهترین چیز رصد این است که آن جا دوستانی پیدا خواهید کرد که از نظر من کم نظیر و در مواردی بی نظیرند !بهتون قول می دم که اگه فقط ۱ بار بیاید عاشق آسمون میشید.

راستی بچه ها ببینید خدا چه قدر منو دوست داره! من برای دیدن بارش شهابی برساووشی می خواستم برم که ۱۲۰۰۰ تا بلا نازل شئ که من نرم  منم گفتم خدایا چرا تو منو دوس نداری   ولی امروز فهمیدم که روز بارش شهابی بارون باریده و بچه ها نتونستند آسمون رو رصد کنن.می بینی شانسو   یا شایدم این که خدا چه قدر خواسته ی خوبی برای من داشته و من نمی فهمم.

فعلا   بای بای

+ نوشته شده در  جمعه 1390/06/11ساعت 20:49  توسط تارا  | 

دوران بچگي

اين رو گذاشتم براي  اينكه بيايد خاطرات بامزه بچگي تونو بگيد.

من يكي از خرابكاري هامو ميگم

بچه كه بودم (3-4) خيلي مهر زدن  رو دوست داشتم. يه روز كه فقط من و مادر بزرگم خونه بوديم من گير داده بودم برام بستني بخره.گفت بيا با هم بريم بقالي منم گفتم نميام .بيچاره تسليم شد و منو تنها گذاشتو رفت بيرون . از قضا مهر بابام هم روي ميز جا مونده  بود رفتم كاغذ پيدا كنم  روش مهر بزنم ولي پيدا نشد.  ديدم ديوارا كه مثل كاغذ سفيده(ديوار ها حدودا يكماه پيش رنگ شده بود) از فرصت استفاده كردمو تا اون جايي كه قدم ميرسيد مهر زدم رو ديوار. انقدر كه جوهرش تموميد ;D

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/18ساعت 14:7  توسط یگانه  | 

مسابقه4

61 سکه داریم که 2 تا از آنها تقلبی هستند. وزن همه ی 59 سکه ی سالم با هم برابر است و وزن دو سکه ی تقلبی نیز با هم برابر است. با حداکثر 3 بار وزن کردن با یک ترازوی دو کفه ای تعیین کنید که سکه های تقلبی سبک تر هستند یا سنگینتر.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/26ساعت 13:53  توسط یگانه  | 

سمپاد

ديروز سايت آموزش و پرورش تهران اعلام كرد شش مركز دبيرستان جديد به مدارس تهران اضافه شده است

متن اصلي خبر:

به گزارش روابط عمومي اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران، نتایج ورودی دبیرستان های تیزهوشان و نمونه دولتی طی هفته آینده از طریق درگاه آموزش و پرورش شهر تهران  و همچنین آدرس   www.tedu.ir  به اطلاع همشهریان عزیز و دانش آموزان گرامی خواهد رسید .

   بنا به دستور جناب آقای یزدیخواه مدیرکل محترم آموزش و پرورش شهر تهران ، با توجه به نتایج درخشان دانش آموزان شرکت کننده در آزمون ورودی مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی و رقابت بسیار نزدیک آنها و دستور موکد وزیر محترم آموزش و پرورش در خصوص توسعه ی مدارس خاص و جذب صد در صدی دانش آموزان نخبه و تیزهوش، در سال تحصیلی جاری  ظرفیت جذب دانش آموزان استعدادهای برتر در تهران دو برابر گردیده است .

   مديركل آموزش و پرورش شهر تهران، خاطرنشان كرد: تاكنون شانزده مركز راهنمايي و دبيرستان استعدادهاي درخشان در شهر تهران مشغول به فعاليت بوده است كه بنا به دستور وزیر محترم آموزش و پرورش مبنی بر توسعه مدارس سمپاد ، با ايجاد شش مركز دبيرستاني تعداد مراكز آموزشي استعدادهاي درخشان در شهر تهران به بیست و دو مركز در سال تحصيلي جديد افزايش مي‌يابد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/19ساعت 9:44  توسط یگانه  | 

بازم یه کمک به من بکنید.(البته لطفا)

سلام دوستان

روم نمیشه بگم اما چاره ای نیست.

میشه لطفا یه راهنمایی درباره اون سواله که خانم خسرو شاهی دوشنبه داد بکنید.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/18ساعت 17:2  توسط فاطمه_م  | 

عجب کامیون مودبی!!

عجب کامیون مودبی!!

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/18ساعت 13:29  توسط فاطمه_م  | 

وقتی مادر عکاس باشد...

وقتی مادر عکاس باشد...

حتما ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/18ساعت 13:24  توسط فاطمه_م  | 

اینم یه جور امضا گرفتنه

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/18ساعت 13:21  توسط فاطمه_م  | 

به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران باغ وحش لوچانو در آرژانتین تنها باغ وحشی است که در آن بازدیدکنندگان اجازه دارند آزادانه با حیوانات در تماس بوده و آنها را لمس کنند.

این قاعده حتی شامل گربه سانان بزرگ جثه مثل شیر، پلنگ و ببرها هم میشود. طرفداران محیط زیست می گویند این روال یکی از مصادیق آزار حیوانات است و باید متوقف شود.اما مدیران باغ وحش به تازگی اعلام کردند حیوانات تاکنون مشکلی با نوازش شدن توسط مردم نداشته اند و مشکل ایمنی نیز تاکنون بروز نکره است. اکنون انتظار می رود نهاد ملی محیط زیست در آرژانتین نظر نهایی در این باره را اعلام کند. تصاویر نمونه هایی از ارتباط آزاد بازدیدکنندگان با حیوانات در باغ وحش لوچانو را نشان میدهد.

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/18ساعت 13:18  توسط فاطمه_م  | 

مسابقه 3

در یک جزیره  13 آفتاب پرست خاکستری ،15 آفتاب پرست قهوه ای و 17 آفتاب پرست زرشکی زندگی می کنند !
اگر دو آفتاب پرست به رنگ های مختلف به هم برسند هر دو به رنگ سوم تغییر رنگ می دهند!(مثلا قهوه ای و زرشکی به هم میرسن خاکستری میشن هر دوتاشون)،آیا ممکن است بالاخره همه به یک رنگ در آیند؟           
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/15ساعت 10:37  توسط یگانه  | 

اینم یه سوال آسون واسه اونایی که نجومی نیستن

علی میگه که سال نوری واحد زمانه یعنی یک سال که نور به زمین برسه

حسن میگه نه بابا سال نوری واحد مسافته!

خلاصه اساسی دعواشون شده به نظرتو کودوم درسته؟؟

فعلا!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/14ساعت 22:24  توسط تارا  | 

مسابقه مخصوص کسایی که یه چیزایی از نجوم می دونن!!!

این یک سوال کاملا تالیفی از بنده می باشد!(آخه نیست من یک استاد نجوم  هستم!)

هر کس حل کنه واقعا بهش یه جایزه می دم!!!تلاشتونو بکنید!

یک ستاره(می دونم منطقی نیست.حالا فرض کنید) با سرعت ۲۰۰متر بر ثانیه ودوره ی تناوب ۴ ثانیه داریم حالا شما تعیین کنید که  بیشترین تابش این جسم در چه طول موجی است!

سوالش خیلی خلاقانه نیست ولی خب به نظرم آسون و تابلو هم نیست!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/14ساعت 22:16  توسط تارا  | 

مسابقه بعدی!

3 نفر با هم ميرن ساعت فروشي ، ساعت ميخرن 30000 تومن. يعني نفري 10000 تومن دادن. صاحب مغازه به شاگردش ميگه قيمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون. شاگرد مغازه از اين 5000 تومن 2000تومنشو واسه ي خودش برميداره .

3000 تومن ديگرو ميده به اون سه نفر. (نفري 1000 تومن). پس با برگشت 1000 تومن نفري، اونها هركدوم 9000 تومن دادند. حالا سوال اينجاست اگه 9×3= 27

2تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، ميشه 29 تومن پس اون 1000 تومنه كجاست؟




طراح سوال : پروفسور حسابي

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/14ساعت 22:0  توسط فاطمه_م  | 

ده سال از رفتن او گذشت...

رضا صادقی فرزند حسن در 1/2/1356 در مشهد مقدس به دنیا آمد و در چکنه سفلی زادگاه والدینش در 5 سالگی قرآن را آموخت . تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ی شهید هاشمی نژاد چکنه و راهنمایی را در مدرسه ی پیام انقلاب و شهید مفتح و دبیرستان را در مرکز استعداد های درخشان مشهد به پایان رساند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 18:41  توسط یگانه  | 

مسابقه 2

سلام دوستان گفتم منم تا ظهر نشده مسابقه بذارم   مهلت فقط ۲ روزه که حوصلتونم سر نره

اطلاعاتی که ممکنه نیاز داشته باشین:خورشید اگه سیاهچاله شه جرمش زیاد نمیشه!

 

حالا بگو بینم به نظرت اگه خورشید سیاهچاله شه چه بلایی سر شعاع زمین میاد!

کسایی که می دونن زود نگن  مثلا عوض روز اول روز دوم بگن!!!می خوام همه نظر بدن!

مر۳۰

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 11:8  توسط تارا  | 

واقعا زیبا نیست؟؟؟

 

حفره "باکالر" با وسعت 20 کیلومتر که می توان در اطراف آن شیارهای مواد باستانی که به واسطه برخورد شهابسنگ با سطح مریخ به اطراف پراکنده شده اند را مشاهده کرد

تصویری ترکیبی از چشم انداز مریخ متشکل از فلاتها و دره های متعدد، منطقه ای که به "لاکتیس لابیرینتوس" شهرت دارد

تپه های قطره اشکی مریخ

تصویر رنگ آمیزی شده دره های منطقه "نوکتیس لابیرینتوس"

این حفره مریخی با وسعتی برابر چند مایل در اثر برخورد شهابسنگی به وجود آمده که اندکی پیش از برخورد خود به دو نیم تقسیم شده و به سیبی شباهت دارد که تیر پیکانداری آن را از میان شکافته است

دریای شن مریخی، تلهای شنی مریخ و جهت وزش باد بر روی آنها، این تلهای شنی منطقه ای به بزرگی تگزاس را در قطب شمالی مریخ در بر گرفته اند

تابلوی شنی، تجمع تلهای شنی که به دست بادهای کیهانی بر روی ماسه های سرخ مریخ ساخته شده اند به نقاشی های انتزاعی شباهت پیدا کرده اند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 1:10  توسط تارا  | 

پنیری که به فضا رفت!!!

اگر شما مسوول یک برنامه فضایی بودید و می‌خواستید برای پروازی تاریخ‌ساز، داوطلبی انتخاب کنید، چه می‌کردید؟ مسوولان اسپیس‌ایکس یک قطعه پنیر گرد له‌برو را به‌عنوان نخستین فضانورد خود انتخاب کردند.

به گزارش نیوساینتیست، چهارشنبه گذشته، نخستین فضاپیمای خصوصی به نام کپسول دراگون به مدار زمین پرتاب شد و پس از انجام موفقیت‌آمیز ماموریت خود، به سلامت به زمین برگشت.

در این رویداد که برای نخستین‌بار توسط شرکتی خصوصی اتفاق می‌افتد، مسافر ویژه‌ای به نام پنیر گرد له‌برو داشت که پس از فرود بر سطح زمین، یک‌تکه و بدون هیچ آسیبی از درون محفظه خارج شد.

فکر می‌کنید قیمت این پنیر فضایی چقدر باشد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 1:6  توسط تارا  | 

نخستین نور در عالم

نخستین نور در عالم

آسمان شب با هزاران نقطه نورانی تزئین شده است و تریلیون ها ستاره در گروه هایی بنام کهکشان در سر تا سر عالم پراکنده شده اند. ستاره ها ابتدایی ترین و رایج ترین اجرام درعالم اند که دراندازه های گوناگونی پیدا میشوند. آنها کره های عظیمی از گاز هیدروژن و هلیم – گاهی هم با کمی عناصر سنگین تر- هستند که در ابرهای چرخان وسیعی بنام سحابی(nebula) شکل گرفته اند.

در طی چند میلیون سال گرانش سبب میشود مواد در بخش های مختلف سحابی با هم بیامیزند و تکه های بزرگتر و سنگین تری را شکل دهند. سرانجام این بخش سحابی به تدریج تحت فشار گرانش جرم خودش فرو میریزد. وقتی چگالی و دمای هیدروژن در بخش مرکزی تکه ای از سحابی به قدر کافی زیاد شود واکنش گرما- هسته ای به نام همجوشی(fusion) آغاز میشود که طی آن چهار هسته اتمی هیدروژن بهم جوش میخورند و یک هسته اتمی هلیم شکل میدهند. جرم یک هسته هلیم 7/0 درصد کمتر از جرم چهار هسته هیدروژن است. این جرم گمشده به انرژی تبدیل میشود.

 

این اثر فوق العاده که بیشتر شبیه به نبردی عظیم در یک اتاق کوچک بازی (poker room) و یا برگزاری یک مهمانی بزرگ در فضایی به کوچکی یک قفسه میباشد، باعث آزادسازی و پراکنده شدن این انرژی عظیم در کیهان میگردد.( در زیر تصویری بسیار شگفت انگیز از منار مخروطی سحابی عقاب را می بینید. یکی دیگر از شاهکارهای آفرینش که انسان را به تحیر وا میدارد. سحابی عقاب که در واقع یکی از جوانترین سحابی ها به شمار می آید از گازها و غبار ستاره ای شکل گرفته است و به عنوان یکی از مشهورترین ستون های آفرینش شناخته شده است).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 0:59  توسط تارا  | 

شاید برای تو هم سوال باشه!

بچه ها برای این که مطلب طولانی نشه من نصفشو امروز و نصفشو فردا می ذارم

برخوردهای غشایی

1- آیا جهان ما می تواند غشاء شناوری در ابعاد دیگر فضا باشد که مرتباً به جهان های دیگر برخورد می کند؟ بر طبق یکی از نظریه های موجود در تئوری «جهان غشایی» (braneworld) فضا ابعاد زیادی دارد و تا زمانی که جاذبه بر آنها اعمال می شود ما در جهان خودمان که تنها دارای سه بعد می باشد محصوریم. نیل توروک (Neil Turok) از دانشگاه کمبریج و پائول استاینر (Paul Steinhardt) از دانشگاه پرینستون نیوجرسی، در ایالات متحده، در حال کار بر روی نظریه چگونگی رخداد بیگ بنگ در زمانی که جهان ما با جهان همسایه برخورد نمود، می باشند. این تصادف ها و برخوردها مرتب اتفاق می افتد و هر لحظه بیگ بنگ جدیدی را به وجود می آورد. بنابراین اگر این مدل از چرخه هستی درست باشد در واقع هستی ما فناناپذیر می باشد.

 

2- جهان های زاینده

زمانی که مواد در یک حجم فوق العاده کم در مرکز یک سیاه چاله فشرده می شوند یک انفجار بزرگ رخ داده و یک دنیای جدید (new baby universe) متولد می شود. قوانین فیزیکی در نسل جدید متولد شده ممکن است اندکی با والدین متفاوت باشد. این نطریه زاد و ولد هستی توسط لی اسمالین (Lee Smolin) از انستیتو پریمر در واترلو کانادا ارائه شده است. هستی هایی که سیاه چاله های زیادی تولید می کنند فرزندان زیادی نیز دارند. بنابراین در آخر جمعیت غالب را به خود اختصاص خواهند داد. اگر ما در جهان نوعی زندگی می کنیم آن جهان باید قوانین و ثابت های فیزیکی ای داشته باشد که تولید سیاه چاله ها را به بهترین نحو به انجام برساند. اما هنوز مشخص نشده که آیا جهان ما مشمول این قانون می شود یا خیر!

 

3- بعد چهارم (فضا-زمان)

یکی از عجیب ترین تئوری های گیتی شناسی این است که بعد چهارم فضا-زمان (space-time) در واقع ماده فوق العاده هادی ای(superfluid substance) است که در آن اصطکاک حرکتی برابر با صفر است. طبق نظریه فیزیکدانها پائول مازو (Pawel Mazur) از دانشگاه کارولینای جنوبی و جورج چاپلین (George Chapline) در آزمایشگاه لاورنس لیور مور (Lawrence Livermore) کالیفرنیا، اگر جهان در حال چرخش باشد بعد چهارم فوق العاده هادی تحت تاثیر گردابها قرار گرفته و پراکنده می شود و در واقع این گردابها بذر ساختارهایی نظیر کهکشانها را پخش می کنند. مازور معتقد است که جهان ما از یک ستاره در حال فروپاشی به وجود آمده، در جایی که مواد ستاره ای و فضاهای هادی می توانستند انرژی تاریک (dark energy) تولید کنند. انرژی تاریک در واقع نیرویی است که باعث گسترش هستی می شود.

 

4- هستی طلایی

چرا جهان دارای خصوصیاتی است که حیات را امکانپذیر می سازد؟ تنها با کنار هم قرار دادن چندین ثابت فیزیکی به هیچ ستاره، ماه یا هستی ای که تنها برای یک چشم بر هم زدنی موجودیت داشته باشد نمی رسیم. یک دلیل می تواند اصل انسان دوستی یا anthropic principle باشد. جهانی که به آن نگاه می کنیم باید گرم و غریب نواز و مهربان باشد در غیر این صورت اینجا نخواهیم بود تا آن را نظاره کنیم. اخیراً این نظریه طرفدارانی پیدا کرده چون نظریه تورم (theory of inflation)بیان می دارد که احتمالاً هستی های نامحدودی وجود دارد و نظریه رشته ای (string theory) به این نکته اشاره دارد که آنها احتمالا خواص مختلف و قوانین فیزیکی متفاوتی دارند.اما بسیاری از گیتی شناسان اصل انسان دوستی را به خاطر غیر عملی بودن و بیان احتمالات غیر قابل آزمایش رد می کنند.

 

5- نفوذ جاذبه

ماده تاریک (Dark matter) در واقع یک ماده یا جسم نیست و تنها یک نام گمراه کننده برای رفتار غیرعادی جاذبه می باشد. تئوری MOND (دینامیک نیوتونی تغیریافته) بیان می دارد که جاذبه به سرعتی که تئوری های کنونی پیش بینی می کنند از بین نمی رود. این جاذبه قوی تر می تواند با در کنار هم قرار دادن کهکشانها و خوشه ها نقش ماده تاریک را ایفا کند. در غیر این صورت اینها از هم پاشیده خواهند شد. فرم جدید برای نظریه ماند (MOND) که با نظریه نسبیت همخوانی دارد حرف های جالبی برای گفتن دارد. اما احتمالاً با الگوی نقطه ای میکروطول موج های پس زمینه ای سازگاری ندارد.

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت علمی newscientist.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 0:55  توسط تارا  | 

باورت میشه؟؟؟چه می کنه این کوانتوم!!!

امکان حضور همزمان در دو موقعیت مختلف وجود دارد

ابزاری که در زمانی واحد می تواند در دو حالت مختلف قرار داشته باشد به صورت اتفاقی ایده آلبرت انیشتین را که خود آن را اشتباه می پنداشت به اثبات رسانده و به عنوان اکتشاف علمی سال انتخاب شده است.

این دستگاه متشکل از باریکه ای فلزی، اولین ابزار دست سازی است که می تواند تحت کنترل نیروهای مرموز کوانتومی قرار گرفته و در سطح ذرات اتمی و زیر-اتمی فعالیت داشته باشد.

معمولا تمامی اجرام و ذرات روزانه تابع قوانین رایج فیزیک نیوتونی هستند، اما این قوانین در سطح زیر-اتمی از هم شکسته می شوند و برای توضیح آنچه در این سطح از ذرات رخ می دهد، به شاخه ای کاملا جدید از فیزیک نظری نیاز خواهد بود. انیشتین اولین فردی بود که از فیزیک کوانتوم استقبال کرد اما بعدها آن را به دلیل به وجود آوردن زمینه ای که همه چیز را غیر قابل پیش بینی می کند، رد کرد.


 

با این همه طی چند سال گذشته تعدادی از پدیده ها به ثبت رسیده اند که تنها مکانیک کوانتم قادر به توضیح دادن آنها است و در ماه مارچ نیز دانشمندان توانستند اولین دستگاهی را بسازند که به نظر از قوانین کوانتومی که انیشتین برای اولین بار آنها را در زمینه امواج نوری به کار گرفت، تبعیت می کند.

 

این کشف می تواند مسیر دستیابی به توسعه محدوده ای از ابزارهای پیچیده از قبیل رایانه های کوانتومی که از سرعت پردازش بسیار بالاتری برخوردار بوده و امکان نفوذ به آنها وجود ندارد را به وجود آورد. به گفته محققان نظریه کوانتوم می گوید ذره های بسیار کوچک می تواند مقدار مشخصی از انرژی را به خود جذب کرده، هرگز به طور کامل ثابت باقی نمانند و در معنی واقعی کلمه در آن واحد در دو موقعیت یا حالت وجود داشته باشند.

 

دستگاه کوانتومی توسط دو نفر از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا، سنتا باربارا ساخته شده است. این ابزار از پدال فلزی نیمه رسانای کوچکی تشکیل شده است که با چشم غیر مسلح نیز امکان مشاهده آن وجود دارد. با سرد کردن این ابزار تا درجه صفر مطلق و سپس با افزایش دادن انرژی آن به وسیله یک تک کوانتوم، دانشمندان به واسطه ضخیم و باریک شدن متناوب این ابزار ارتعاشی با فرکانس 6 میلیارد بار در ثانیه به وجود آوردند که این ارتعاش منجر به شکل گیری جریانی الکتریکی و قابل ردیابی می شود.

 

محققان حتی توانستند این ابزار را به گونه ای هدایت کنند که در آن واحد در دو حالت متفاوت انرژی کم و زیاد ارتعاش داشته باشد، پدیده ای که تنها به واسطه قوانین مکانیک کوانتومی قابل اجرا است.

بر اساس گزارش ایندیپندنت، دانشمندان معتقدند از آنجایی که تا به حال دستیابی به این حالت ساده کوانتومی امکان پذیر نبوده است، اکنون که موفقیتهایی در این زمینه به وجود آمده، به نظر می آید به زودی موفقیتهای بیشتری در زمینه فیزیک کوانتوم در پیش رو باشد.

 

زینب حسینی از سایت نجوم ایران

به نقل از مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 0:42  توسط تارا  | 

مسابقه.!!!!!!1

بچه ها پيشنهاد ميكنم توي وبلاگ مسابقه برگذار كنيم و هر كي هفته اي يك سوال يا اگه حل شد بيشتر بذاره

البته براي حل اون سوال ها چيز هايي لازم باشه كه توي مدرسه اون ها رو خونده باشيم

سوال اول رو ميذارم جالبه و با اطلاعات دوم دبستان هم حل ميشه


100 نفر را می خوان اعدام کنند و روی سر هرکدام یک کلاه می گذارند که یا سیاه است یا سفید . آنها روی سکویی برای اعدام جوری قرار می دهند که هر
کس با اینکه کلاه خود رو نمی بینه ولی مال افراد جلوی خودش رو می بینه مثلا" نفر آخر مال 99 و نفر یکی مونده به آخر مال 98 نفر رو می بینه
قرار است هر کس اگر رنگ کلاهش را درست گفت آزاد بشه و کلا" هر نفر حق داره یک کلمه بگه (سفید یا سیاه)اينها ميتونن قبل از گذاشتن كلاه ها با هم قرار هايي رو بذارن تا حد اقل تلفات رو بدن
این صد نفر چه جور با هم قرار بزارن تا حداقل تلفات را بدن ؟ حداقل تلفات چند نفر است ؟
توجه کنید هرکس رنگ مال خود را نمی بیند ولی مال افراد جلوی خود را می بیند و صدای بقیه را هم می شنود


جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/11ساعت 15:32  توسط یگانه  | 

مدرسه ی ما

خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امتحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيران مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري

+ نوشته شده در  جمعه 1390/04/10ساعت 20:44  توسط مريم  | 

این صورت فلکی رو از دست ندین!

صورت فلکی اکلیل شمالی: نمای نقشه آسمانی

 

این صورت فلکی از هفت ستاره تشکیل شده که شکلی نیم دایره یا کاسه مانند را

 می سازند، ولی به طور کلی به این صورت فلکی اکلیل شمالی (تاج شمالی) گفته

 می شود. از هفت ستاره اصلی شش ستاره از قدر (واحد سنجش روشنایی

ستارگان) سوم و چهارمند و ستاره هفتم از قدر دوم است و به گِما، گوهر گرانبها

و یا نیرالفکه (درخشنده ترین) معروف است. (نیرالفکه را مروارید تاج دانسته اند)

 

می توان گفت که یکی از زیباترین افسانه های یونان باستان در مورد این صورت فلکی

 و نهایتاً در مورد این تاج است. در اساطیر یونان آمده است که این تاج زمانی از آن

آریادنه (Ariadne) دختر زیبای پادشاه کِرت و همسر ته زئوس (Theseus) بوده است.

ته زئوس از آتنی هایی بود که باید قربانی مینتور (Mintour) نیمه انسان، نیمه گاو

خونخواری می شد که در دهلیز تو در توی مشهوری در نزدیکی کرت، مسکن گزیده

بود. آریادنه به محبوب خود یک شمشیر و قرقره نخ داد. ته زئوس به داخل دهلیز رفت

 و غول را یافت و وی را کشت و توسط نخ راه خود را به بیرون پیداکرده و نجات یافت.

سپس آنها با هم ازدواج کردند ولی داستان به همین خوبی هم ادامه پیدا نکرد و

ته زئوس پس از مدتی همسر خود را ترک گفت. یکی از رب النوع (خدایان) یونان به

نام باکوس (Bachus) برای دلداری آریادنه، تاجی به وی هدیه کرد که بعد از مرگش

 این تاج در آسمان جای داده شد.

نمایی نمادین از صورت فلکی اکلیل شمالی

اجتماع این هفت ستاره در کنار هم کاملاً تصادفی است و دو ستاره از این صورت

فلکی کاملاً بر خلاف هم در حال حرکت هستند، به نحوی که این صورت فلکی پنجاه

 هزار سال بعد، به شکل امروزیش وجود نخواهد داشت.

صورت فلکی اکلیل شمالی

 

بچه ها همون طور که می دونین تهران تو عرض جغرافیایی ۳۵.۵ قرار داره و الآنم تابستونه(چه نکته ی مهمی گفتما!)حالا یکی از صورتای فلکی که می تونین ببینین همین اکلیل شمالی(اسم قشنگشه!) یا به عبارت اسم زشتش کاسه ی یتیمان هست که از کم سوادی نمی دونم دقیقا چه روزایی میشه دیدش!البته خیلی نورانی هم نیستش یعنی با چشم غیرمسلح فکر نکنم بیابینش!

به هر حال باشگاهم ژس از سال ها توجه به جبارو ثور و ....به این تیکه از آسمونم عنایت کرد و یک سوال از این تیکه بودش!

به هر حال خوش باشین!

بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/09ساعت 23:0  توسط تارا  | 

شهاب سنگی که دایناسورای نازنازی رو فرستاد آسمون....

مدارکی از فسیل ها در دست است که با مطالعه ی آنها دریافت شده که نسل دایناسور ها 65 میلیون سال پیش  به طور کاملا ناگهانی منقرض گشته است!یکی از نظرایاتی که چرا این رویداد به طور ناگهانی اتفاق افتاد را توجیه می کند این است که آب و هوای کره ی زمین و شرایط اقلیمی آن (احتمالا) به طور موقتی تغییر ناگهانی کرده است.

یکی از دلایلی که برای توضیح این تغییر شرایط وجود دارد  برخورد شهاب سنگی با کره ی زمین است  که احتمالا موج شوکی آن ابری بزرگ از غبار به وجود آورده که بخش بزرگی از زمین را پوشانده است.این ابر بزرگ ممکن است جلوی تابش نور خورشید به زمین را گرفته باشد و تغییراتی در شرایط جوی زمین ایجاد کرده باشد؛ و احتمال می رود که یکی از پیامد های این تغییر آب و هوایی فقدان ذخیره ی غذایی کافی باشد که در منقرض کردن نسل دایناسور ها نقش داشته است.برخی بر این عقیده اند که برخورد شهاب سنگ در مکزیک کنونی سبب مرگ دایناسور ها شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/09ساعت 22:45  توسط تارا  | 

خسوف

صاویری از آخرین خسوف کامل ِ ماه که در2011 و خسوف 2010اتفاق افتاد









+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/09ساعت 19:24  توسط یگانه  | 

قالب جدید

این قالب جدید به پیشنهاد ساراااااااااااااااااا جون و به خاطر گل روی تارا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/08ساعت 22:20  توسط فاطمه_م  | 

معرفت

شيوانا جعبه اي بزرگ پر از مواد غذايي و سکه و طلا را به خانه زني با چندين بچه قد ونيم قد برد. زن خانه وقتي بسته هاي غذا و پول را ديد شروع کرد به بدگويي از همسرش و گفت:

" اي کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردي بودند. شوهر من آهنگري بود ، که از روي بي عقلي دست راست و نصف صورتش را در يک حادثه در کارگاه آهنگري از دست داد و مدتي بعد از سوختگي عليل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.

وقتي هنوز مريض و بي حال بود چندين بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولي به جاي اينکه دوباره سر کار آهنگري برود مي گفت که ديگر با اين بدنش چنين کاري از او ساخته نيست و تصميم دارد سراغ کار ديگر برود. من هم که ديدم او ديگر به درد ما نمي خورد، برادرانم را صدا زدم و با کمک آنها او از خانه و دهکده بيرون انداختيم تا لا اقل خرج اضافي او را تحمل نکنيم. با رفتن او، بقيه هم وقتي فهميدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما اين بسته هاي غذا و پول را برايمان آورديد ما به شدت به آنها نياز داشتيم. اي کاش همه انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!

شيوانا تبسمي کرد و گفت : حقيقتش من اين بسته ها را نفرستادم. يک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اينها را به شما بدهم و ببينم حالتان خوب هست يا نه!!؟ همين!

شيوانا اين را گفت و از زن خداحافظي کرد تا برود. در آخرين لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستي يادم رفت بگويم که دست راست و نصف صورت اين فروشنده دوره گرد هم سوخته بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/08ساعت 17:49  توسط فاطمه_م  |